معرفی دکتر رهنورد از زبان خودش :” من نه هنرمندم، نه محققم و نه آنچه دوستان با ديده لطف در من يافتند. من فقط با چشمهايم گل ديدم و چيدم و عرضه داشتم و هر آنچه هست لطف اوست. زيبايى اوست … “
كتابهايى كه دكتر رهنورد در سه دهه فعاليت خود نوشته است :
ـ همراه با قيام موسى
ـ همگام با هجرت يوسف
ـ طلوع زن مسلمان
ـ پيام حجاب زن مسلمان
ـ ريشههاى استعمارى كشف حجاب
ـ داستانهاى على و مش مدينه (قصه كودكان)
ـ پشت جبهه هم سنگر است (قصه كودكان)
ـ حكمت هنر اسلامى
ـ هنر، عشق، زيبايى
ـ طوفانها و لالههاى شهريور
ـ سوگوارى در حرا
ـ زيبايى حجاب و حجاب زيبايى
ـ زينب زمانه
ـ مشبك (اصول و مبانى هنر سنتى)
ـ طرح ملى تاريخ هنر ايران در دوره اسلامى (5 جلد)
ـ دولت ملى در انديشه انديشمندان عرب و شبهقاره (پاياننامه كارشناسى)
ـ دولت ملى (پاياننامه دكترا)
ـ سفرنامه سفر به ديار زنان بت
ـ موضعگيرى طبقات در فرآيند انحطاط جامعه
ـ نقد زيباشناسى در اسلام، مسيحيت و ماركسيسم
- گفتمان زنان
_ متفكران عرب و شبه قاره
_ مدرنيسم
_ فلسفه هنر و رويكرد اجتماعي
_ رمز تجلي در موجودات مهيب
_ ذهنيت گرايي در هنراسلام
_ دولت اسلامي
_ خط كوفي و نو آوري
_ پست مدرنيسم و هنر ايران
_ بنياد هاي هنر اسلامي
نام برخى از مقالات دكتر زهرا رهنورد :
ـ جايگاه و نقش زنان در ادبيات انقلاب اسلامى
ـ مادر، اسطوره هميشگى هنر
ـ مجسمهسازى در اسلام
ـ عشق در نگارگرى ايران (مينياتور) با تكيه بر نقش زن
ـ هنر اسلامى و ضرورت نوآورى
ـ بررسى قصه خسرو و شيرين
ـ نوآورى خوشنويسى در روند مراسلات، تجارت، تبليغات
ـ نقش زن در ميراث معنوى
ـ تأثير تنوع بر مقولات جنسيت، هنر و مذهب در روند نقد فمينيسم اسلامى
ـ زن، هنر و گفتگوى تمدنها با تأكيد بر معنويت و تأثير نقش ايزدبانوها در روند تاريخ
مجسمههايى كه خانم رهنورد تاكنون ساختهاند :
ـ مجسمه «مادر» از جنس برنز (نصب در ميدان مادر)
ـ مجسمه «ظهر عاشورا» از جنس آهن
ـ مجسمه «به ياد عاشورا» از جنس آهن
ـ مجسمههاى «شيشه به روايت عشق» از جنس شيشه، آهن، مس
_ درخت طوبی» و «ماه پرنده» (نصب در دانشگاه الزهرا)
-پرنده های عاشورايی
_ آدم
_ وسوسه
_ هدهد
هم چنین دکتر رهنورد نمایشگاه های مختلفی از آثار خود برگزار کرده که از میان آنها می توان به نمايشگاه شیشه به روایت عشق که از آثار نقاشي و مجسمه سازي دكتر در خانه هنرمندان ايران برگزار شد اشاره کرد. اين مجموعه، مروري بر ۳۵سال فعاليت هاي اين هنرمند در زمينه هنرهاي حجمي و نقاشي وي داشت.
این هنرمند ارزشمند در زمینه نقاشی و مجسمه سازی یک هنرمند دارای سبک می باشد .
گر چه نباید فراموش کرد که ایشان یکی از شاگردان دکتر شریعتی هستند که این خود افتخاری است بسیار بزرگ .
1 – ترا به خدا بت سازی نکنید
2 – در بعضی کلمات رعایت درست نوشتن را هم بفرمایید. (غلط املایی دارد)
3 – فراموش فرمودید از مینی ژوپ ايشان بگویید!
……………………….
پاسخ :
باسلام
1- هیچ بت سازی در کار نبوده گوشه ای از حقایق بوده همین .در ضمن این وب به هنر و نقاشی و مجسمه سازی مرتبط می باشد و حتی اگر شما هم اثر هنری داشته باشید خوشحال می شوم در این وب منتشر کنم .
2-از بابت غلط املایی کلمات متاسفم و معذرت می خوام .سعی می کنم تصحیح کنم .
3- ایشون هر جور که لباس پوشیده یا می پوشند به من مربوط نمی شود . و وقتی خدا توبه پذیر است من حق دخالت در کار خدا ندارم .
در ضمن من از انسانهایی که پوشش در حد 20 دارند ولی تا نوک دماغشان را می بینند متنفرم
آرام خانم گیریم که عکس با مینی زوپ هم داشته باشه! اما مردش میرزه اون آشغالهایی که ادعای با حجابیشون میشه و کسافتکارتر از خودشون خودشون هسن.در ضمن آن چیز که عیان است چه حاجت به بیان است…
بت سازی کجا بود؟اول تحقیق کن بعد نظر بده لطفا…
کلیه مثال ها دارای شاهد بوده و با مرور در صفحات اینترنت می توانید صحت نوشتار ها را بیازمایید) دوستان عزیز توجه بفرمایید که یک زن مسلمان در کشورهای آفریقایی ختنه شده که تا آخر عمر … را احساس نکند. در افغانستان برقع می پوشد تا هیچکس جز محرمش وی را نبیند. زن اعرابی پس از 1400 سال هنوز از شوهرش هم صورت می پوشاند. در عراق با سنگ و بلوک مضروب و کشته می شود تا دیگر هیچ زنی تغییر دین نکند. در ایران به واسطه انقلاب مشروطه و عوامل پس از آن متجدد می شود، سر کار می رود، به دانشگاه می رود. از اسلام پیشرو می نویسد، ولی هنوز اذهان بدوی که در قرن های گذشته زندگی می کنند
می گویند این کالای کم ارزش اول باید حجابش را نگاه دارد، سپس آبگوشتش را خوب بپزد، فرزندانش را شیر بدهد، رخت همسر را خوب بشوید، اگر وقتی ماند کار مرد های باغیرت را تاحد شرعی تقلید کند و کتابی هم بنویسد که پس از رد شدن از f ی ل ت ر های مردانه چاپ شود. جالب است که در قرن 21 یک جوانی که دانش انترنت و وبلاگ خوانی هم دارد اول لباس فردی برایش مهم است وبعد 35 سال کار هنری و ادبی. کاری نکن که دیگران نتیجه بگیرند که اگر این خانم زمانی مینی ژوپ نپوشیده بود و از روز اول زیر چادر بود نمی توانست بیش از یک حاج خانم از دنیا سر در بیاورد…
پاسخ :
سلام دوست عزیز
ممنونم از نظر ارزشمندتان
باید بگویم برای من اینکه چه کسی چه حجابی داشته و اینکه کار درستی انجام داده یا نه اصلا ملاک ارزشیابی نیست . من در حدی نیستم که در مورد مسائل شخصی و یا دینی دیگران نظری دهم آنچه برایم ارزشمند است این است که یک انسان وقت و زندگی خود را صرف تحصیل علم و هنر می کند . کتاب و مقاله می نویسد .مجسمه می سازد .نقاشی می کشد و همه اینها باید سرمشق و الگو برای جوانها باشد . دوستی نوشته بود مثلا مدرک فلانی دارای مشکل است باید بگویم مدرک یا دانشنامه یا هر چیز دیگر ملاک ارزیابی من نیست من به کتابها و مقالات به آثار هنری نگاه می کنم آیا آنها هم دروغ است ؟ دلم نمی خواهد فضای وب یک فضای سیاسی و مخدوش بشود به خاطر همین سعی کردم با ویرایشهایی این پست بیشتر روی هنر و آثار فرهنگی متمرکز شود . در حالی که اگر بخواهم حرفهای زیادی برای گفتن دارم .
اگر از كسي بدت مياد يا اگه ميبيني مردم كسي را قبول دارند كه تو ازش متنفري؛و اين در حاليه كه طرف هيچ جرمي نداره و بزرگترين جرمش اينه كه همسر مهندس موسويه (منتخب ما ايرانيان)؛ دليل نميشه كه هر چي دوس داري در بارش بگي.يادت باشه هزار سال هم كه بگذره ما مهندس موسوي را رييس جمهور ميدونيم ؛ نه …نژاد و !!!
پاسخ :
دوست عزیز سلام
من متوجه نشدم طرف صحبت شما کیه و لی باید بگم من بی هیچ تعصب سیاسی نسبت به مهندس موسوی و خانم دکتر رهنورد ارادت ویژه ای داشته و حداقل کاری که می توانم انجام دهم این است که دراین وب اجازه هیچ توهینی را نخواهم داد . از شما هم ممنونم به خاطر نظرتان .گرچه دوست من خیلی دلم می خواست نظرتان را در مورد آثار ارزشمند این بزرگواران می نوشتید .
دوباره سلام و آفرین بر شما که با فکری آزاد و هنری این پست را ویرایش کردید.
«دوستی نوشته بود مثلا مدرک فلانی دارای مشکل است باید بگویم مدرک یا دانشنامه یا هر چیز دیگر ملاک ارزیابی من نیست من به کتابها و مقالات به آثار هنری نگاه می کنم آیا آنها هم دروغ است ؟»
درباره مطلب فوق، سؤالاتی داشتم:
1- اگر شما مدرک، دانشنامه یا … را ملاک ارزیابی نمی دانید، چگونه ایشان را «دکتر» خطاب کرده اید، فکر می کنم این عنوان نیازمند وجود مدرک دانشگاهی است، یا شاید شأن ایشان را در حد مدرک دکترا دانسته اید! بر کسی پوشیده نیست که این عناوین ـ که این روزها به راحتی به هر کس اعطا می شود ـ نیازمند تحصیلات بسیار، تلاش شبانه روزی، مرارتهای بسیار در راه کسب علم و … است و اتفاقاً ـ در صورتی که فرد شایستگی کسب آن را داشته باشد ـ می تواند ملاک قضاوت و ارزیابی عملکرد وی قرار گیرد.
2- لطفاً صادقانه بفرمایید آیا یک جلد از کتابها و مقالات ایشان را خوانده اید یا صرفاً عناوین آنها را پشت سر هم ردیف کرده اید؟!
اولاً آیا تکثر عناوین کتب، نشان دهنده دانش بالا یا روشنفکری است؟ ثانیاً به فرض اینکه تمامی این کتابها ارزشمند و خواندنی باشند، شخصی با این سطح فکری و این شأن فرهنگی، چگونه می تواند قوانین علمی کشور را زیر پا بگذارد و بصورت غیرقانونی حائز مدرک و عنوانی شود که شایستگی و حق تصدی آنرا ندارد و آیا به نظر شما این کار یک ظلم بزرگ به افرادی نیست که شب و روز زحمت می کشند تا از راه صحیح و قانونی تحصیل کنند و به مدارج علمی دست یابند؟! («دکتر» و «استاد تمام» (Full Professor) فقط یک عنوان نیستند، بلکه نشان دهنده جایگاه رفیع علمی و شایستگی بالا برای تربیت انسانها هستند،
این موضوع را دست کم نگیرید)
ضمناً یک نکته مهم! هیچ فکر کرده اید استقبال زیاد مخاطبین از مطلب شما چه دلیلی دارد؟ واضح است که جوّ سیاسی حاکم بر جامعه افکار را نسبت به شخص مورد نظر شما حساس کرده است. اتفاقاً شما هم، خواسته یا ناخواسته، بر اثر همین جو دست به انتخاب این مطلب زده اید و در باب کرامات(!) این خانم نوشته اید. در حالی که تا چند ماه پیش اکثراً این فرد را نمی شناختند و حتی اسم وی به گوششان نخورده بود، چه برسد به اینکه طرفدار سرسخت وی نیز بشوند! هرچند این روزها هم که نام این فرد بر سر زبانها افتاده است، زیر سایه نام شوهر ایشان است که در اثر سوابق مدیریتی برای مردم شناخته شده
هستند. با وجود اینکه این خانم زمانی حتی رئیس تنها دانشگاه دولتی دخترانه ایران هم بوده اند، ولی اسم و چهره ایشان حتی برای فارغ التحصیلان همان دانشگاه هم غریبه است! آیا فکر نمی کنید یک شخصیت روشنفکر و ـ به قول شما البته در ویرایش قبلی! ـ تأثیرگذار، لااقل در زمینه هنر، که در این جایگاه برتر قرار می گیرد، اگر واقعاً تأثیرگذار و دارای خاصیتی بود می توانست نام خود را در عرصه های هنری و فرهنگی زنان ثبت و مطرح کند؟! نگویید گمنامی ایشان در اثر تواضع است که واقعاً شگفت انگیز است که فردی در این سطح مدیریت فرهنگ کشور حتی یک اقدام مؤثر و به یاد ماندنی در عرصه
فرهنگی از خود به جا نگذارد! (این مطلب را من به شهادت دانشجویان و فارغ التحصیلان دانشگاه الزهرا (س) می گویم)
نوشته اید: «دلم نمی خواهد فضای وب یک فضای سیاسی و مخدوش بشود به خاطر همین سعی کردم با ویرایشهایی این پست بیشتر روی هنر و آثار فرهنگی متمرکز شود .» احسنت بر شما، اما آیا دقت کرده اید که خود شما با انتخاب این خانم (از میان هزاران چهره هنری ایران)، در شرایط سیاسی حاکم بر جامعه که باعث شده افراد بدون منطق و صرفاً بر اساس احساسات دست به طرفداری از اشخاص بزنند، فضای وب را ـ خصوصاً فضای وبلاگ هنری خود را ـ سیاسی و مخدوش کرده اید؟!
به نظر من در مسائل هنری بدنبال افرادی باشید که با وجود کمبود امکانات و عدم رسیدگی، به جایگاهی دست یافته اند که آثارشان برای همیشه در تاریخ هنری این کشور ثبت شده است، نه افرادی که صرفاً بدلیل برخورداری از آشنایان و وابستگان بسیار در سطوح مدیریتی بالا و امکانات و رسانه های تبلیغاتی فراوان آن هم تحت نام افراد ذی نفوذ دیگر، بدون برخورداری از شایستگی و صلاحیت لازم، برای مدتی کوتاه به شهرتی کاذب دست یافته اند و اینگونه ـ به قول خودشان ـ گل افشانی می کنند!!!
ببخشید که طولانی شد! (والسلام)
…………….
پاسخ :
دوست من سلام
این سومین طومار بلندی است که شما می نویسید . و ممنونم از لطفتون
من انسان انتقاد پذیری هستم و هر نقد منصفانه ای را قبول می کنم ولی به مواردی که ذکر کرده اید توضیحاتی باید بدهم .
1- من خانم رهنورد را از کودکی حدود 27 سال است می شناسم . و این مساله اصلا به انتخابات مربوط نمی شود .
2- کتابهای ایشان را تا حدی که به هنر مربوط می شود خوانده و لذت برده ام .
3- آثار هنری ایشان را دیده ام و تا جایی که می دانم مدرک هنر ایشان مربوط به زمان قبل از انقلاب است با نمراتی بالا .
4- مدرک ایشان در علوم سیاسی چه درست و چه نادرست چه قانونی و چه غیر قانونی وجود دارد و اگر مدرک برای شما ملاک است دکتر بودنش اثبات می شود . اگر ایشان را به کل فاقد سواد می دانید هم باید بگویم بنا به گفته خودتان در شرایط فعلی و جو حاکم هر کسی هر حرفی را با توجه به تعصبات خودش می زند .
5- اگر آمار بالای بازدید کنندگان را از این پست به دلیل جو حاکم می دانید و مرا متهم می کنید که به این منظور این پست را گذاشته ام باید بگویم بله . معمولا عقل این را حکم می کند که انسان با توجه به شرایط هر کاری را انجام دهد . در ضمن اگر به پستها ی دیگر این وب سر بزنید من از هر کسی که برای هنر این مرز و بوم تلاش کرده می نویسم . مگر رضا معماران یا مش اسماعیل تحصیلات دانشگاهی داشتند . لوکوربوزیه و لوید رایت بدون هیچ تحصیلات آکادمیک از بزرگترین معماران جهان بودند . آقای محترم خانم رهنورد و آقای مهندس موسوی چه وارد این انتخابات می شدند و چه نمی شدند . از سرمایه های این مملکتند .و آثار هنری آنها همیشه خواهد ماند .
من متوجه نشدم شما با مدرک دکترای خانم رهنورد مشکل دارید که در رابطه با علوم سیاسیه یا با مدرک هنر ایشون ؟
ولی باید بگم حتی اگر در بهترین شرایط با بهترین امکانات و نفوذ بزرگترین انسانها اثر هنری خلق بشه . خلق شده و مهمه .
ta hala deghat kardin k tarafdaraye ahmadinejad andazeye morgh ham nemifahman!!!agha harchi dalilo madrak biyarim k khanevadeye aghaye musavi(montakhabe iraniya) ahle kamalato farhangam baz tu maghze kuchike ina nemigonje.berin sahame edalatetuno begirin bahash shokolat keshi bekharin bichareha.hame be mohandes musavi ray dadan.berin bemirin
بیچاره آرام نظرشو گفت دیگه
چرا بهش میتوپید؟؟؟؟؟؟
بابا بخدا اینا روحیه شون همینطوریه
بجای اینکه از خودشون بگن میخوان هر جونی که شده بکنن تا دیگرانو خراب کنن
ولی نمیتونند
حقایق بالاخره معلوم میشن
وای به حال رسواهای اون موقع . . . . . . . .
به امید موفقیت
باز هم سلام! قبلاً هم بابت طولانی شدن عذرخواهی کردم، هر چند در نوشته های گذشته بر اساس حس مسئولیت و برای روشن شدن مطلب، نوشته کمی طولانی شد. مجدداً استدعا دارم مثل همیشه صبور باشید و مطلبم را تا انتها بخوانید. پیشاپیش «معذرت»!
و اما پاسخی برای پاسخهای شما!
- همانطور که اگر خودتان هم یکبار دیگر نوشته هایتان را در پاسخ به نوشته بنده مرور کنید، به راحتی خواهید فهمید، تأکید شما ـ البته به حق ـ فقط روی مسائل هنری این خانم است، اما متأسفانه دائماً از عنوان «دکتر» استفاده کرده اید، مدرکی که ـ حتی بر فرض صلاحیت دارا بودن آن ـ در رشته دیگری غیر از هنر می باشد!
من هرگز درباره سواد ایشان اظهار نظری نکردم، اما برای اطلاعتان عرض می کنم مدرک نه تنها برای من، بلکه در همه جای دنیا برای تمامی کسانی که در دانشگاه تحصیل می کنند، دارای اهمیت و ملاک تشخیص شایستگی عنوان «استاد» است، هرچند در رشته های هنری تا حدودی با شما موافقم و آن را ملاک «هنرمندی» نمی دانم (البته تدریس هنر در دانشگاه، غیر از برخی دروس و شاخه های وابسته به هنر تجربی و ذوقی، حتماً احتیاج به مدرک دارد).
– ضمناً اگر در یکی از گفته هایم در نوشته های قبلی اثری از بی منطقی و تعصب ملاحظه کردید یا حرفی را بدون سند و مدرک و شاهد ارائه کرده ام، حتماً ذکر کنید! (در مورد مدرک کذایی ایشان هم که موضوع اظهر من الشمس است)
- «معمولا عقل این را حکم می کند که انسان با توجه به شرایط هر کاری را انجام دهد .» در مورد این بیان سرکارعالی واقعاً از مغلطه شما متعجب شدم! آیا به نظر شما عقل حکم می کند برای جلب مخاطب بیشتر دست به هر کاری بزنیم؟! آیا عقل حکم می کند از شرایط استفاده کرده و فردی فاقد صلاحیت لازم برای مطرح شدن را به صرف اینکه مخاطب نسبت به آن حساس است، این چنین بزرگ کنیم؟! پس صاحبان روزنامه های زرد واقعاً جزء عاقلترین عقلای جوامع هستند!
- من با مدرک دکترای هیچ کس مشکل ندارم، بلکه با ظلم نسبت به دانش پژوهان مشکل دارم، با بی عدالتی و رانت بازی مخالفم و ظالمان و اعوان آنها را هرگز جزء هنرمندان نمی دانم. فکر نمی کنم این مسائل در عرصه هنری جایگاهی داشته باشند.
- نوشته اید:«باید بگم حتی اگر در بهترین شرایط با بهترین امکانات و نفوذ بزرگترین انسانها اثر هنری خلق بشه . خلق شده و مهمه »
بگذارید جملات شما را به نحوه دیگری بیان کنم: «هدف وسیله را توجیه می کند»! دوست عزیز، اولاً خیلی ها اثر هنری خلق می کنند؛ به نظر شما این ظلم نیست که افراد با در اختیار داشتن امکانات بی حد و حصر، «احیاناً» کوچکترین و بی محتواترین اثرهای هنری خودشان را تا آن سوی مرزها به نمایش بگذارند، اما هنرمندان شایسته ای صرفاً به دلیل نداشتن امکانات و غصب آن از سوی افرادی مثل خانم مذکور، حتی نتوانند آثار خود را در یک نمایشگاه گروهی هم به نمایش بگذارند یا فراتر از آن: حتی امکان خلق آثار هنری از آنها سلب شود؟
باز هم می گویم که تمامی این «طومارهای بلند» را برای دفاع از حق و حقیقت (یعنی روح هنر) نوشته ام و امیدوارم با کمی تفکر و بی طرفی و حقگرایی ـ همانطور که تاکنون از شما دیده ام ـ در برخی آرایتان تجدید نظر کنید. خداوند همگی ما را هدایت کند.
«فَاَقِم وَجهَکَ لِلدّینِ حَنیفَاً، فِطرَةَ الله اَلَّتی فَطَرَ النّاسَ عَلَیها» (پس روى خود را در حالی که حقگرا هستی، متوجه آيين خالص پروردگار كن! اين فطرتى است كه خداوند،انسانها را بر آن آفريده است) قرآن کریم، سوره روم، آیه 30
(خدانگهدار)
پاسخ :
دوست من سلام
اینکه بازهم به این وب سر زدید ممنونم ولی باید بگویم اگر در این شرایط عاقلانه سعی کردم که از خانم رهنورد بنویسم بخاطر این نبود که ایشان را بزرگتر از آنچه که هستند نشان دهم و حتما به شما قول می دهم در مورد تمام هنرمندانی که نامشان مطرح نشده ولی آثار ارزشمندی دارند بنویسم و معرفی کنم اما معرفی آنها و آمار بالای بازدید کننده از آثار آنها منوط بر شناخته شدن و مطرح شدن این وب خواهد بود و شناخته و مطرح شدن این وب منوط به داشتن پستهایی خواهد بود که به شکلی خاص جلب توجه کنند . مثلا خود شما قبلا این وب را می شناختید؟
در ضمن من هیچگاه دوست ندارم کار بیهوده ای انجام دهم و چاپلوسی و نملق از من سر بزند . خانم رهنورد قبل از اینکه دکتر باشند هنرمندند درست .
همانطور که قبلا گفتم مدرک دکترای ایشان در رشته ای دیگر وجود دارد پس دکتر بودنشان طبق مدرک اثبات می شود . گرچه به قول شما به هنر مربوط نیست . اما در جامعه به این عنوان شناخته شده هستند . و اینکه این مدرک دکترا چه مشکلاتی دارد من نمی توانم قضاوت کنم .
ولی حالا منصفانه قضاوت کنیم اینکه یکی حتی غیر قانونی یه مدرکی رو اخذ کنه باز هم یه جورایی نشون میده که به علم و دانش علاقه منده . شما فکر کنید چرا مهندس موسوی خودش به صورت غیر قانونی مدرک دکترا نگرفت ؟
یعنی برای خودش این رانت خواریها (به قول شما ) وجود نداشت؟حالا گیرم یه نفر با توجه به امکانات و موقعیت خوب و پول و …. مدرک گرفته . خوب بازم نشون میده به علم و تحصیل علاقه منده . اینکه دود چراغ نخورده و شب بیداری نکشیده رو من از کجا بدونم شاید توی خونش هر شب داره تا صبح مطالعه می کنه .قصد دفاع ندارم چون من به هنر متمرکز می شم . و عنوان دکتر رو طبق اون چیزی که تو جامعه مطرحه بیان می کنم .
اگر ادب مرد به ز دولت اوست
حجاب سیرت و شخصیت زن به زحجاب ظاهر اوست
خانومم خانم رهنورد در گزارشی قبل از انتخابات گفته بودند که در جوانی حجاب نداشتند ایشون شاگرد دکتر شریعتی میشند و بعد خودشون حجاب را انتخاب و حتی کتاب در موردش می نویسند با نام مستعار که حتی خانواده خودش هم نمیدونستند و کتابهاش را به خودش پیشنهاد میدادند.
نمونه ای دیگر از یک زن خانم فاطمه رجبی را داریم که مثلا ایشون هم نویسنده هستند و با اینکه یک دماغ بیشتر از صورتشون بیشتر پیدا نیست چقدر توهین امیز به گونه ای که دور از شخصیت یک زن مودب و با وقاره به مخالفین ارباب شوهرش توهین کرد
1 – ترا به خدا بت سازی نکنید
2 – در بعضی کلمات رعایت درست نوشتن را هم بفرمایید. (غلط املایی دارد)
3 – فراموش فرمودید از مینی ژوپ ايشان بگویید!
……………………….
پاسخ :
باسلام
1- هیچ بت سازی در کار نبوده گوشه ای از حقایق بوده همین .در ضمن این وب به هنر و نقاشی و مجسمه سازی مرتبط می باشد و حتی اگر شما هم اثر هنری داشته باشید خوشحال می شوم در این وب منتشر کنم .
2-از بابت غلط املایی کلمات متاسفم و معذرت می خوام .سعی می کنم تصحیح کنم .
3- ایشون هر جور که لباس پوشیده یا می پوشند به من مربوط نمی شود . و وقتی خدا توبه پذیر است من حق دخالت در کار خدا ندارم .
در ضمن من از انسانهایی که پوشش در حد 20 دارند ولی تا نوک دماغشان را می بینند متنفرم
برو ارام جون جونه مادرت اول برو تحقیق کن بعد حرف بزن اون عکسای رهنورد مونتاژ بود گر چه من از هیچ کدومشون خوشم نمیاد.
آرام خانم گیریم که عکس با مینی زوپ هم داشته باشه! اما مردش میرزه اون آشغالهایی که ادعای با حجابیشون میشه و کسافتکارتر از خودشون خودشون هسن.در ضمن آن چیز که عیان است چه حاجت به بیان است…
بت سازی کجا بود؟اول تحقیق کن بعد نظر بده لطفا…
کلیه مثال ها دارای شاهد بوده و با مرور در صفحات اینترنت می توانید صحت نوشتار ها را بیازمایید) دوستان عزیز توجه بفرمایید که یک زن مسلمان در کشورهای آفریقایی ختنه شده که تا آخر عمر … را احساس نکند. در افغانستان برقع می پوشد تا هیچکس جز محرمش وی را نبیند. زن اعرابی پس از 1400 سال هنوز از شوهرش هم صورت می پوشاند. در عراق با سنگ و بلوک مضروب و کشته می شود تا دیگر هیچ زنی تغییر دین نکند. در ایران به واسطه انقلاب مشروطه و عوامل پس از آن متجدد می شود، سر کار می رود، به دانشگاه می رود. از اسلام پیشرو می نویسد، ولی هنوز اذهان بدوی که در قرن های گذشته زندگی می کنند
می گویند این کالای کم ارزش اول باید حجابش را نگاه دارد، سپس آبگوشتش را خوب بپزد، فرزندانش را شیر بدهد، رخت همسر را خوب بشوید، اگر وقتی ماند کار مرد های باغیرت را تاحد شرعی تقلید کند و کتابی هم بنویسد که پس از رد شدن از f ی ل ت ر های مردانه چاپ شود. جالب است که در قرن 21 یک جوانی که دانش انترنت و وبلاگ خوانی هم دارد اول لباس فردی برایش مهم است وبعد 35 سال کار هنری و ادبی. کاری نکن که دیگران نتیجه بگیرند که اگر این خانم زمانی مینی ژوپ نپوشیده بود و از روز اول زیر چادر بود نمی توانست بیش از یک حاج خانم از دنیا سر در بیاورد…
پاسخ :
سلام دوست عزیز
ممنونم از نظر ارزشمندتان
باید بگویم برای من اینکه چه کسی چه حجابی داشته و اینکه کار درستی انجام داده یا نه اصلا ملاک ارزشیابی نیست . من در حدی نیستم که در مورد مسائل شخصی و یا دینی دیگران نظری دهم آنچه برایم ارزشمند است این است که یک انسان وقت و زندگی خود را صرف تحصیل علم و هنر می کند . کتاب و مقاله می نویسد .مجسمه می سازد .نقاشی می کشد و همه اینها باید سرمشق و الگو برای جوانها باشد . دوستی نوشته بود مثلا مدرک فلانی دارای مشکل است باید بگویم مدرک یا دانشنامه یا هر چیز دیگر ملاک ارزیابی من نیست من به کتابها و مقالات به آثار هنری نگاه می کنم آیا آنها هم دروغ است ؟ دلم نمی خواهد فضای وب یک فضای سیاسی و مخدوش بشود به خاطر همین سعی کردم با ویرایشهایی این پست بیشتر روی هنر و آثار فرهنگی متمرکز شود . در حالی که اگر بخواهم حرفهای زیادی برای گفتن دارم .
اگر از كسي بدت مياد يا اگه ميبيني مردم كسي را قبول دارند كه تو ازش متنفري؛و اين در حاليه كه طرف هيچ جرمي نداره و بزرگترين جرمش اينه كه همسر مهندس موسويه (منتخب ما ايرانيان)؛ دليل نميشه كه هر چي دوس داري در بارش بگي.يادت باشه هزار سال هم كه بگذره ما مهندس موسوي را رييس جمهور ميدونيم ؛ نه …نژاد و !!!
پاسخ :
دوست عزیز سلام
من متوجه نشدم طرف صحبت شما کیه و لی باید بگم من بی هیچ تعصب سیاسی نسبت به مهندس موسوی و خانم دکتر رهنورد ارادت ویژه ای داشته و حداقل کاری که می توانم انجام دهم این است که دراین وب اجازه هیچ توهینی را نخواهم داد . از شما هم ممنونم به خاطر نظرتان .گرچه دوست من خیلی دلم می خواست نظرتان را در مورد آثار ارزشمند این بزرگواران می نوشتید .
دوباره سلام و آفرین بر شما که با فکری آزاد و هنری این پست را ویرایش کردید.
«دوستی نوشته بود مثلا مدرک فلانی دارای مشکل است باید بگویم مدرک یا دانشنامه یا هر چیز دیگر ملاک ارزیابی من نیست من به کتابها و مقالات به آثار هنری نگاه می کنم آیا آنها هم دروغ است ؟»
درباره مطلب فوق، سؤالاتی داشتم:
1- اگر شما مدرک، دانشنامه یا … را ملاک ارزیابی نمی دانید، چگونه ایشان را «دکتر» خطاب کرده اید، فکر می کنم این عنوان نیازمند وجود مدرک دانشگاهی است، یا شاید شأن ایشان را در حد مدرک دکترا دانسته اید! بر کسی پوشیده نیست که این عناوین ـ که این روزها به راحتی به هر کس اعطا می شود ـ نیازمند تحصیلات بسیار، تلاش شبانه روزی، مرارتهای بسیار در راه کسب علم و … است و اتفاقاً ـ در صورتی که فرد شایستگی کسب آن را داشته باشد ـ می تواند ملاک قضاوت و ارزیابی عملکرد وی قرار گیرد.
2- لطفاً صادقانه بفرمایید آیا یک جلد از کتابها و مقالات ایشان را خوانده اید یا صرفاً عناوین آنها را پشت سر هم ردیف کرده اید؟!
اولاً آیا تکثر عناوین کتب، نشان دهنده دانش بالا یا روشنفکری است؟ ثانیاً به فرض اینکه تمامی این کتابها ارزشمند و خواندنی باشند، شخصی با این سطح فکری و این شأن فرهنگی، چگونه می تواند قوانین علمی کشور را زیر پا بگذارد و بصورت غیرقانونی حائز مدرک و عنوانی شود که شایستگی و حق تصدی آنرا ندارد و آیا به نظر شما این کار یک ظلم بزرگ به افرادی نیست که شب و روز زحمت می کشند تا از راه صحیح و قانونی تحصیل کنند و به مدارج علمی دست یابند؟! («دکتر» و «استاد تمام» (Full Professor) فقط یک عنوان نیستند، بلکه نشان دهنده جایگاه رفیع علمی و شایستگی بالا برای تربیت انسانها هستند،
این موضوع را دست کم نگیرید)
ضمناً یک نکته مهم! هیچ فکر کرده اید استقبال زیاد مخاطبین از مطلب شما چه دلیلی دارد؟ واضح است که جوّ سیاسی حاکم بر جامعه افکار را نسبت به شخص مورد نظر شما حساس کرده است. اتفاقاً شما هم، خواسته یا ناخواسته، بر اثر همین جو دست به انتخاب این مطلب زده اید و در باب کرامات(!) این خانم نوشته اید. در حالی که تا چند ماه پیش اکثراً این فرد را نمی شناختند و حتی اسم وی به گوششان نخورده بود، چه برسد به اینکه طرفدار سرسخت وی نیز بشوند! هرچند این روزها هم که نام این فرد بر سر زبانها افتاده است، زیر سایه نام شوهر ایشان است که در اثر سوابق مدیریتی برای مردم شناخته شده
هستند. با وجود اینکه این خانم زمانی حتی رئیس تنها دانشگاه دولتی دخترانه ایران هم بوده اند، ولی اسم و چهره ایشان حتی برای فارغ التحصیلان همان دانشگاه هم غریبه است! آیا فکر نمی کنید یک شخصیت روشنفکر و ـ به قول شما البته در ویرایش قبلی! ـ تأثیرگذار، لااقل در زمینه هنر، که در این جایگاه برتر قرار می گیرد، اگر واقعاً تأثیرگذار و دارای خاصیتی بود می توانست نام خود را در عرصه های هنری و فرهنگی زنان ثبت و مطرح کند؟! نگویید گمنامی ایشان در اثر تواضع است که واقعاً شگفت انگیز است که فردی در این سطح مدیریت فرهنگ کشور حتی یک اقدام مؤثر و به یاد ماندنی در عرصه
فرهنگی از خود به جا نگذارد! (این مطلب را من به شهادت دانشجویان و فارغ التحصیلان دانشگاه الزهرا (س) می گویم)
نوشته اید: «دلم نمی خواهد فضای وب یک فضای سیاسی و مخدوش بشود به خاطر همین سعی کردم با ویرایشهایی این پست بیشتر روی هنر و آثار فرهنگی متمرکز شود .» احسنت بر شما، اما آیا دقت کرده اید که خود شما با انتخاب این خانم (از میان هزاران چهره هنری ایران)، در شرایط سیاسی حاکم بر جامعه که باعث شده افراد بدون منطق و صرفاً بر اساس احساسات دست به طرفداری از اشخاص بزنند، فضای وب را ـ خصوصاً فضای وبلاگ هنری خود را ـ سیاسی و مخدوش کرده اید؟!
به نظر من در مسائل هنری بدنبال افرادی باشید که با وجود کمبود امکانات و عدم رسیدگی، به جایگاهی دست یافته اند که آثارشان برای همیشه در تاریخ هنری این کشور ثبت شده است، نه افرادی که صرفاً بدلیل برخورداری از آشنایان و وابستگان بسیار در سطوح مدیریتی بالا و امکانات و رسانه های تبلیغاتی فراوان آن هم تحت نام افراد ذی نفوذ دیگر، بدون برخورداری از شایستگی و صلاحیت لازم، برای مدتی کوتاه به شهرتی کاذب دست یافته اند و اینگونه ـ به قول خودشان ـ گل افشانی می کنند!!!
ببخشید که طولانی شد! (والسلام)
…………….
پاسخ :
دوست من سلام
این سومین طومار بلندی است که شما می نویسید . و ممنونم از لطفتون
من انسان انتقاد پذیری هستم و هر نقد منصفانه ای را قبول می کنم ولی به مواردی که ذکر کرده اید توضیحاتی باید بدهم .
1- من خانم رهنورد را از کودکی حدود 27 سال است می شناسم . و این مساله اصلا به انتخابات مربوط نمی شود .
2- کتابهای ایشان را تا حدی که به هنر مربوط می شود خوانده و لذت برده ام .
3- آثار هنری ایشان را دیده ام و تا جایی که می دانم مدرک هنر ایشان مربوط به زمان قبل از انقلاب است با نمراتی بالا .
4- مدرک ایشان در علوم سیاسی چه درست و چه نادرست چه قانونی و چه غیر قانونی وجود دارد و اگر مدرک برای شما ملاک است دکتر بودنش اثبات می شود . اگر ایشان را به کل فاقد سواد می دانید هم باید بگویم بنا به گفته خودتان در شرایط فعلی و جو حاکم هر کسی هر حرفی را با توجه به تعصبات خودش می زند .
5- اگر آمار بالای بازدید کنندگان را از این پست به دلیل جو حاکم می دانید و مرا متهم می کنید که به این منظور این پست را گذاشته ام باید بگویم بله . معمولا عقل این را حکم می کند که انسان با توجه به شرایط هر کاری را انجام دهد . در ضمن اگر به پستها ی دیگر این وب سر بزنید من از هر کسی که برای هنر این مرز و بوم تلاش کرده می نویسم . مگر رضا معماران یا مش اسماعیل تحصیلات دانشگاهی داشتند . لوکوربوزیه و لوید رایت بدون هیچ تحصیلات آکادمیک از بزرگترین معماران جهان بودند . آقای محترم خانم رهنورد و آقای مهندس موسوی چه وارد این انتخابات می شدند و چه نمی شدند . از سرمایه های این مملکتند .و آثار هنری آنها همیشه خواهد ماند .
من متوجه نشدم شما با مدرک دکترای خانم رهنورد مشکل دارید که در رابطه با علوم سیاسیه یا با مدرک هنر ایشون ؟
ولی باید بگم حتی اگر در بهترین شرایط با بهترین امکانات و نفوذ بزرگترین انسانها اثر هنری خلق بشه . خلق شده و مهمه .
آهای آرام
از حسودی می سوزی
عرضه نداری برو برای خودت فکری بکن!!!!!!!!!!!!!
ta hala deghat kardin k tarafdaraye ahmadinejad andazeye morgh ham nemifahman!!!agha harchi dalilo madrak biyarim k khanevadeye aghaye musavi(montakhabe iraniya) ahle kamalato farhangam baz tu maghze kuchike ina nemigonje.berin sahame edalatetuno begirin bahash shokolat keshi bekharin bichareha.hame be mohandes musavi ray dadan.berin bemirin
بیچاره آرام نظرشو گفت دیگه
چرا بهش میتوپید؟؟؟؟؟؟
بابا بخدا اینا روحیه شون همینطوریه
بجای اینکه از خودشون بگن میخوان هر جونی که شده بکنن تا دیگرانو خراب کنن
ولی نمیتونند
حقایق بالاخره معلوم میشن
وای به حال رسواهای اون موقع . . . . . . . .
به امید موفقیت
واقعا جالبه که یه خانوم انقدر هنرمنده و مقام بالای فرهنگی داره
زن کاندیدا بودن یانبودنش بماند
مینی ژوپش هم به خودش مربوطه
خانم زهرا رهنورد یک هنرمند واقعی است.
نحوه ی لباس پوشیدن ایشون هم هیچ اشکالی ندارد.
از اون چادری کثیف (زن محمود) که بهتر است!
لباس ایشون به هیچ احدی ربطی ندارد.
باز هم سلام! قبلاً هم بابت طولانی شدن عذرخواهی کردم، هر چند در نوشته های گذشته بر اساس حس مسئولیت و برای روشن شدن مطلب، نوشته کمی طولانی شد. مجدداً استدعا دارم مثل همیشه صبور باشید و مطلبم را تا انتها بخوانید. پیشاپیش «معذرت»!
و اما پاسخی برای پاسخهای شما!
- همانطور که اگر خودتان هم یکبار دیگر نوشته هایتان را در پاسخ به نوشته بنده مرور کنید، به راحتی خواهید فهمید، تأکید شما ـ البته به حق ـ فقط روی مسائل هنری این خانم است، اما متأسفانه دائماً از عنوان «دکتر» استفاده کرده اید، مدرکی که ـ حتی بر فرض صلاحیت دارا بودن آن ـ در رشته دیگری غیر از هنر می باشد!
من هرگز درباره سواد ایشان اظهار نظری نکردم، اما برای اطلاعتان عرض می کنم مدرک نه تنها برای من، بلکه در همه جای دنیا برای تمامی کسانی که در دانشگاه تحصیل می کنند، دارای اهمیت و ملاک تشخیص شایستگی عنوان «استاد» است، هرچند در رشته های هنری تا حدودی با شما موافقم و آن را ملاک «هنرمندی» نمی دانم (البته تدریس هنر در دانشگاه، غیر از برخی دروس و شاخه های وابسته به هنر تجربی و ذوقی، حتماً احتیاج به مدرک دارد).
– ضمناً اگر در یکی از گفته هایم در نوشته های قبلی اثری از بی منطقی و تعصب ملاحظه کردید یا حرفی را بدون سند و مدرک و شاهد ارائه کرده ام، حتماً ذکر کنید! (در مورد مدرک کذایی ایشان هم که موضوع اظهر من الشمس است)
- «معمولا عقل این را حکم می کند که انسان با توجه به شرایط هر کاری را انجام دهد .» در مورد این بیان سرکارعالی واقعاً از مغلطه شما متعجب شدم! آیا به نظر شما عقل حکم می کند برای جلب مخاطب بیشتر دست به هر کاری بزنیم؟! آیا عقل حکم می کند از شرایط استفاده کرده و فردی فاقد صلاحیت لازم برای مطرح شدن را به صرف اینکه مخاطب نسبت به آن حساس است، این چنین بزرگ کنیم؟! پس صاحبان روزنامه های زرد واقعاً جزء عاقلترین عقلای جوامع هستند!
- من با مدرک دکترای هیچ کس مشکل ندارم، بلکه با ظلم نسبت به دانش پژوهان مشکل دارم، با بی عدالتی و رانت بازی مخالفم و ظالمان و اعوان آنها را هرگز جزء هنرمندان نمی دانم. فکر نمی کنم این مسائل در عرصه هنری جایگاهی داشته باشند.
- نوشته اید:«باید بگم حتی اگر در بهترین شرایط با بهترین امکانات و نفوذ بزرگترین انسانها اثر هنری خلق بشه . خلق شده و مهمه »
بگذارید جملات شما را به نحوه دیگری بیان کنم: «هدف وسیله را توجیه می کند»! دوست عزیز، اولاً خیلی ها اثر هنری خلق می کنند؛ به نظر شما این ظلم نیست که افراد با در اختیار داشتن امکانات بی حد و حصر، «احیاناً» کوچکترین و بی محتواترین اثرهای هنری خودشان را تا آن سوی مرزها به نمایش بگذارند، اما هنرمندان شایسته ای صرفاً به دلیل نداشتن امکانات و غصب آن از سوی افرادی مثل خانم مذکور، حتی نتوانند آثار خود را در یک نمایشگاه گروهی هم به نمایش بگذارند یا فراتر از آن: حتی امکان خلق آثار هنری از آنها سلب شود؟
باز هم می گویم که تمامی این «طومارهای بلند» را برای دفاع از حق و حقیقت (یعنی روح هنر) نوشته ام و امیدوارم با کمی تفکر و بی طرفی و حقگرایی ـ همانطور که تاکنون از شما دیده ام ـ در برخی آرایتان تجدید نظر کنید. خداوند همگی ما را هدایت کند.
«فَاَقِم وَجهَکَ لِلدّینِ حَنیفَاً، فِطرَةَ الله اَلَّتی فَطَرَ النّاسَ عَلَیها» (پس روى خود را در حالی که حقگرا هستی، متوجه آيين خالص پروردگار كن! اين فطرتى است كه خداوند،انسانها را بر آن آفريده است) قرآن کریم، سوره روم، آیه 30
(خدانگهدار)
پاسخ :
دوست من سلام
اینکه بازهم به این وب سر زدید ممنونم ولی باید بگویم اگر در این شرایط عاقلانه سعی کردم که از خانم رهنورد بنویسم بخاطر این نبود که ایشان را بزرگتر از آنچه که هستند نشان دهم و حتما به شما قول می دهم در مورد تمام هنرمندانی که نامشان مطرح نشده ولی آثار ارزشمندی دارند بنویسم و معرفی کنم اما معرفی آنها و آمار بالای بازدید کننده از آثار آنها منوط بر شناخته شدن و مطرح شدن این وب خواهد بود و شناخته و مطرح شدن این وب منوط به داشتن پستهایی خواهد بود که به شکلی خاص جلب توجه کنند . مثلا خود شما قبلا این وب را می شناختید؟
در ضمن من هیچگاه دوست ندارم کار بیهوده ای انجام دهم و چاپلوسی و نملق از من سر بزند . خانم رهنورد قبل از اینکه دکتر باشند هنرمندند درست .
همانطور که قبلا گفتم مدرک دکترای ایشان در رشته ای دیگر وجود دارد پس دکتر بودنشان طبق مدرک اثبات می شود . گرچه به قول شما به هنر مربوط نیست . اما در جامعه به این عنوان شناخته شده هستند . و اینکه این مدرک دکترا چه مشکلاتی دارد من نمی توانم قضاوت کنم .
ولی حالا منصفانه قضاوت کنیم اینکه یکی حتی غیر قانونی یه مدرکی رو اخذ کنه باز هم یه جورایی نشون میده که به علم و دانش علاقه منده . شما فکر کنید چرا مهندس موسوی خودش به صورت غیر قانونی مدرک دکترا نگرفت ؟
یعنی برای خودش این رانت خواریها (به قول شما ) وجود نداشت؟حالا گیرم یه نفر با توجه به امکانات و موقعیت خوب و پول و …. مدرک گرفته . خوب بازم نشون میده به علم و تحصیل علاقه منده . اینکه دود چراغ نخورده و شب بیداری نکشیده رو من از کجا بدونم شاید توی خونش هر شب داره تا صبح مطالعه می کنه .قصد دفاع ندارم چون من به هنر متمرکز می شم . و عنوان دکتر رو طبق اون چیزی که تو جامعه مطرحه بیان می کنم .
اگر ادب مرد به ز دولت اوست
حجاب سیرت و شخصیت زن به زحجاب ظاهر اوست
خانومم خانم رهنورد در گزارشی قبل از انتخابات گفته بودند که در جوانی حجاب نداشتند ایشون شاگرد دکتر شریعتی میشند و بعد خودشون حجاب را انتخاب و حتی کتاب در موردش می نویسند با نام مستعار که حتی خانواده خودش هم نمیدونستند و کتابهاش را به خودش پیشنهاد میدادند.
نمونه ای دیگر از یک زن خانم فاطمه رجبی را داریم که مثلا ایشون هم نویسنده هستند و با اینکه یک دماغ بیشتر از صورتشون بیشتر پیدا نیست چقدر توهین امیز به گونه ای که دور از شخصیت یک زن مودب و با وقاره به مخالفین ارباب شوهرش توهین کرد