تابستان امسال چند بار توفیق یافتم خیلی کوتاه سفری کنم به جایی که دلم می خواهد کنارش باشم . اما طولانی ترین و قشنگترینشان سفری بود 30 ساعته از صبح چهارشنبه 14 مرداد تا بعد از ظهر پنج شنبه 15 مرداد 88 .

30 ساعت چشم روی هم نگذاردم تا لذت ببرم از فضایی که همه اش آرامش بخش و زیبا بود .
وارد روستا که می شوی در مقابل خود اولین چیزی که می بینی یک گورستان بزرگ است بله دوستان تعداد مردگان در روستا بیشتر از زنده هاست آنجاست که اول از هر چیز به یاد می آوری این دنیا ارزش این را ندارد که اینقدر برای چشم و هم چشمی و تجملات شهری خود را آزار دهی . وقتی کم کم وارد میدان می شوی بوی گل – هیزم حتی فضولات حیوانی به مشامت میرسد که هر کدام برای تو نشانی است از جریان حیات و زندگی یعنی زندگی در جریان است و هنوز امید وجود دارد . وقتی در کوچه های سنگی سر بالایی ها و سر پایینیها را قدم میزنی آنوقت است که احساس می کنی چقدر ناتوانی در جدال با این زمین خاکی .بله ناتوانی چون انسان پاستوریزه ای هستی که در زندگی شهری همه کارهایت را ماشینهای مختلف انجام می دهند و تمام خوراکیهایت مصنوعی و هر کدام برای سلامتیت به شکلی مضر است . وقتی در گوشه باغ می نشینی و به سبزی و نشاط درختان باقی مانده نگاه می کنی یادت می رود که چند کیلومتر آن طرفتر چه حقوقی که ضایع نمی شود و تمام فکر و ذکرت این می شود که لااقل خودت را به دست نسیم ملایمی که می وزد بسپاری و لحظات را دریابی . در گوشه ای چند هیزم روی هم می گذاری و آتشی روشن می کنی و روی آن یک چایی دم می کنی و این خوش طعم ترین چایی خواهد بود که در تمام عمرت خورده ای .


در باغی زیبا مجلس عروسی میروی با کمترین مخارج و بیشترین صفا و محو دنیای معنوی می شوی .و با خود می گویی ای کاش قدر عافیت می دانستیم .
مجلسی بود و مهمانی با صفایی که هر کدام آمده بودند لذت ببرند و تبریک بگویند . هیچکس نگاه نکرد من چه پوشیده ام من هم یادم رفت نگاه کنم که آنها چه پوشیده اند چون محو زیباییهای دیگری بودم که برایم هزار بار مهمتر از ظواهر انسانها بود همه با شور و شوق عاری از هر خود برتر بینی روی زمین خدا نشستیم مثل هم . شبی را تا صبح گفتیم و خندیدم و یادمان رفت سرما تا مغز استخوانمان در حال پیشروی است آنقدر گرم بودیم که مقابل ضربات باد مقاوم شدیم . 30 ساعت زندگی کردم در کنار اینهمه سال زنده بودن .


سلام
همیشه به شادی
اگر همه هموطنامنمان به زادگاه های خود این چنین توجه داشتند الان ایران ایران دیگری بود.
کاش از شما بیاموزند
عکس های خوبییه اما من بهتر از اینارو دارو؟؟؟؟؟؟|
با سلام
از اینکه فردی پیدا شده که این گونه روستای زیبای ما رو توصیف کنه خیلی خوشحال شدم واز شما کمال تشکر و قدر دانی رو دارم ممنون.
پاسخ :
سلام آقای مظهری
واقعا افتخار بزرگی نصیب من شد که شما از این وب دیدن کردید . انشالله به زودی تغییر و تحولاتی در مورد زمهریر در اینترنت صورت خواهد گرفت و اینکه امیدوارم هر چه زودتر ما مشکلات زمهریر را با همفکری و همیاری دوستان حل کنیم . به امید آبادانی بهشت کوچکمان
یاد ایامی……..
یاد ایامی که که در گلشن فغانی داشتیم……..
همواره بهترینها برای شما همولایتیهام.
پاسخ :
سلام
ممنونم از لطفتون به امید موفقیت و پیروزی همه عزیزان