آثار فخر این موزه است همانقدر ناپذیرفتنی استکه این گنج، ۲۷ سال از چشم صاحبان اصلیش که مردم باشند پنهان نگه داشته شدهاست.هیچ موزهای در خاورمیانه نیست و کمتر موزهای در آسیا میتوان یافت که تنها بابهرهگیری از مایملک خود قادر به برگزاری چنین یشگاهی باشد.۱۷۰ تابلو از نقاشانی چون مونه، وانگوگ، گوگن، پیکاسو، دالی، شاگال تا کلاوس اولدنبرگ و یاسپر جونز و ۱۵مجسمه از هنرمندانی چون آلبرتو جاکومتی و مارکس ارنست مجموعهای است که با مرور آن میتوان سیر هنر مدرن را، از اواخر قرن نوزدهم و امپرسیونیستها تا دههی هفتادمیلادی و آثاری از هنر پاپ، از نزدیک شاهد بود. این گنج پنهان موزهی هنرهای معاصرتهران است که بیش از ربع قرن طول کشید تا به زحمت و دشواری چند پله، فاصلهیزیرزمین تا گالریهای موزه، را بپیماید. ناگفته نماند که نزدیک به سی سال است چیزی به این مجموعه افزوده نشده. سال گذشته علیرضا سمیعآذر سرپرست موزه به خبرنگاران گفته بود: «این کلکسیون تا دهه ٧٠ پيش رفته و پس از انقلاب يك كار هم خريداري نشده است.» موزهی هنرهای معاصر که دو سال پیش از انقلاب افتتاح شد عمارتی است به مساحت ۵هزار متر مربع و کامران دیبا آرشیتکت آن است. او پسرعموی، فرح دیبا، سومین همسر آخرین شاه پهلوی است که در گردآوری این گنجینه نقش اصلی را بر عهده داشته. عمارت موزه درکنار پارک لاله واقع است و محوطهی اطراف آن را مجسمههایی از بزرگان مجسمهسازی جهان تزیین میکند. سرنوشت اثار این مجموعه از نخستین سالهای پس از انقلاب همواره موضوع بحث و اغلب مایهی نکرانی هنرمندان و هنردوستان بوده است. بارها زمزمهی فروش یا معاوضهی بخشی از این آثار که «غیرقابل نمایش» قلمداد میشوند شنیده شده و چندسال پیش شاهد تعویض اثری از دكونين با صفحاتی از شاهنامه تهماسبی بودیم. یکی ازآخرین مواردی که بحث این گنجیه را پیش کشید طرحی بود که در مباحثات مربوط بهبودجهی سال ۱۳۸۲ مطرح شد. در آن دوران بحث این بود که به وزارت فرهنگ و ارشاداسلامی اختیار داده شود آثار «غیرقابل نمایش» موزه را بفروشد و از درآمد آن کارهای جدید بخرد. سمیعآذر که یکی از طراحان این طرح قلمداد میشد مدتی بعد اعلام کرد که بحث فروش مطرح نبوده و غرض در وهلهی اول یافتن راهی برای خرید آثار جدید بوده است.
طی سالهای گذشته و به مناسبتهای گوناگون نزدیک به ۷۰ درصد این آثار به نمایش گذاشته شده و از هفت سال پیش برخی از آنها برای نمایش در اختیار موزهها ومجموعههای جهان قرار گرفته است. همچنین یکسال پیش در چنین روزهایی مجموعهی این آثار برای خبرنگاران هنری مطبوعات و خبرگزاریها به نمایش گذاشته شد و قرار شد این نجینه از آن پس به روی محققان و پژوهشگران گشوده باشد. برخی از تابلوهای این مجموعه امروز در شمار باارزشترین تابلوهای نوع خود محسوب میشوند و بهای این آثارکه زمانی ۱۰ میلیون دلار خریداری شده بود امروز دو میلیارد دلار برآورد میشود. به گفتهی مسئولان آنچه از مجموعه آثار خارجی موزه در این نمایشگاه به نمایش درنیامده تنها شامل ۳ تابلوست. یکی از آنها در انگلیس به نمایش گذاشته شده و ماه نوامبر به موزه بازمیگردد و دو تای دیگر، از جمله اثری از رنوار، به دلیل ناهمخوانی باشئونات اخلاقی «قابل نمایش» نیستند.






در طراحی موزه هنرهای معاصر دو دیدگاه مورد بررسی قرار داشت که هر دو آنها به درستی انتخاب و مورد بازبینی قرار گرفتند: یکی در محوطه اطراف سایت بود یعنی پارک لاله (تهران) که یک پارک نسبتا بزرگ است و دیگری مسیر دسترسی به موزه که در کنار یکی از محورهای حرکتی پارک لاله قرار داشت.
کامران دیبا در طراحی موزه حیاط مرکزی را انتخاب کرد که علاوه بر اینکه یکی از نشانه های معماری ایرانی باشد بتواند به کمک آن فضایی مجزا از پارک را ایجاد کند. علاوه بر آن کامران دیبا با طراحی دید مناسب از حیاط مرکزی به پارک سعی بر برقراری رابطه با پارک نیز دارد. این رابطه در طراحی داخلی نیز با پنجره های دیواری و سقفی حفظ شده است.
کامران دیبا از آن دسته از معمارانی است که با شناختی مناسب از معماری ایرانی و درک مبانی و مفاهیم معمار گونه آن شروع به طراحی می کند. موزه هنرهای معاصر تهران ساختمانی پست مدرنیست است که با بهره گیری از عناصر معماری کهن ایرانی به صورتی مینی مالیستی خود نمایی می کند.
بادگیرها به وضوح در کالبد و فرم بنا خود نمایی می کنند بادگیرهایی که سابقا نقش تهویه و جریان باد را در ساختمان داشتند اکنون وظیفه انتقال نور به داخل بنا را دارند. نور نیز همانند باد از دل بادگیرها عبور کرده و در دل فضا بخش می شود. سایه ها – نیم سایه ها و نورها به طوری کنار یکدیگر قرار گرفته اند که هر گالری را به بخشی مجزا برای نمایش آثار تبدیل می کند.
نکته قابل توجه در مسیر حرکت و سیرکولاسیون حرکتی موزه است. مسیر آغازین بازدید کنندگان یک رمپ می باشد که شما را با حرکت دورانی خود به زیر زمین هدایت می کند. مخاطب مجبور به حرکتی آرام (شیب رمپ) و مارپیچ را دارد. گویی دیبا قسط داشته که مخاطب خود را از فضای خارج و نا آرام موزه رها کرده و به سمتی جدا و احساسات درونی خود باز گرداند. در مسیر حرکت کف گالری ها شیب ملایمی دارد که علاوه بر بالا بردن شما (مخالف رمپ ورودی) شما را به سمت محل شروع برای خروج هدایت می کند. آخر کار هم شما بدون متوجه شدن شیب مسیر به یکباره خود را مقابل همان رمپ خواهید دید.
Archnet.org
http://www.cafedexign.com
دست نوشته :مسعود حبیبی


سلام
این موزه در همسایگی محل کارم است. البته نه دیولر به دیوار اما خیلی هم دور نیست.
افسوس که در کشور ما موزه ها را به خوبی به مردم معرفی نکرده اند و نمی کنند. انگار تمایلی نیست که مردم از گذشته ها بیشتر بدانند و خود را بهتر بشناسند.
گرچه من در هر فرصتی فرزندانم را برای آشنایی با موزه ها به این مکانها می برم.
ممنون از شما که معرف خوبی برای این مکانها هستی.
من دانشج.ی معماری هستم و در رابطه با موزه هنرهای معاصر تهران تحقیق دارم
اطلاعات از موزه و همچنین از محور و نور موزه و صحبت در باره گالری موزه میخواهم ممنون میشم این اطلاعات را در اختیار من قرار دهید
با تشکر