و خدا مهربان است :

آنگاه که در سینه برهوت درختی در خاک سرد ریشه دواند و قد کشید نشانی بود از قدرت خدا که هر چه بخواهد می شود .

درختانی که در زیر سایه شان بنشینی و خسته گی را از تن بیرون کنی .



به فراز و نشیب زمهریر نگاه کن هر گوشه اش تو را می خواند به اینکه ایمان بیاوری خواستن توانستن است و خدا هیچ چیزی را از تو دریغ نکرد و نمی کند . مگر او نبود که در زیر پای اسماعیل زمزم را در صحرای مکه خلق کرد . پس هر کاری را از او بخواه اگر از اعماق وجودت نشات بگیرد تو برگزیده خواهی بود و خداوند به برگزیده ها نظر خواهد کرد .

و کوه استوار و پابرجا همواره می نگرد بر آنچه که نامش فرسایش و مظلومیت خاک است .

همه اینها و این سخنان از ذهنم می گذشت و نمی دانستم چه کنم . دوست من گاهی یادم می رود که زندگی شهرنشینی را دریابم و لذت ببرم از شلوغی و هیاهو . گاهی یادم میرود در ترافیک ماشینها لذت ببرم از گرمای سوزان آفتاب و صدای بوق ماشینها و کلافه و سردر گم به دنبال گرفتاریهای روزمره ای بگردم که تمام آنها حاصل شهرنشینی است . گاهی یادم میرود زندگی در شهر برایم خوش نامی است و من می توانم هر روز و هرشب به تقلید از بیگانگان بپوشم و بخورم و به دیگران فخر فروشی کنم و یا وقتی نداشتم و نتوانستم دچار بیماری اپیدمی افسردگی شوم و کم کم کارم به آلزایمر بکشد . آری گاهی یادم میرود دنیا دو روز است و بهتر است آن دو روز هم خودم را غرق در کار هایی بکنم که تاب زندگی و خرج و مخارج شهرنشینی و چشم و هم چشمیم تکمیل شود . یادم میرود ایران فقط تهران است و مدتی است دوست تهرانیم پیگیر حق من است و من خودخواه و بی کار می نشینم و به دنبال ظواهر زندگی رنگ می زنم صفحه سفید کاغذ را .
و خدا مهربان است او مرا خلق کرد تا به کمال برسم و به سویش باز گردم و من چه امانت دار خوب و چه بنده مخلصی هستم که آن هنگام که به سوی او میروم جسم خاکیم را هم آنقدر آزار داده ام که کلافه و سرگردان از من شکایت خواهد کرد برای روحی که در هیاهوی زندگی ماشینی رنگ آرامش ندید چه ها کردم و برای جسمم چه خسارتها وارد کردم .
سکوت -آرامش -تفکر را در هر کجا که فکرش را کنید جستجو کردم اما دریغ و افسوس ………
زمهریر و سکوتش مرا به سوی خود می خواند . گر چه او از من نیز رنجورتر و خسته تر است . و ای خدای مهربان ………
…………………
عکس :دکتر امیر احمدزاده


امیدوارم سگی رانوازش کنی، به پرنده ای دانه بدهی،به آوازسهره ای وقتی آوای سحرگاهیش راسرمی دهد گوش فرادهی، چراکه به این طریق به رایگان احساس زیبایی خواهی یافت.
امیدوارم که دانه ای هم برخاک بفشانی هرچندخردبوده باشدوباروئیدنش همراه شوی تادریابی چقدرزندگی دریک درخت وجوددارد.
پاسخ :
ممنون از لطف و محبت شما
احساس زیبایی -امید به آینده -عشق به زندگی همه و همه به واقع که در روح و کالبد طبیعت دمیده شده است اگر قدرش را بدانیم و درکش کنیم .
و به درستی تا شقایق هست زندگی باید کرد .